سنتهاى غذايى

از جمله عواملی که در سنتهاى غذايى در گذشته بیشتر مد نظر است  يكى چگونگى صرف غذاى روستائيان در گذشته و ديگرى نوع كيفيت غذاهاى مورد مصرف انها مى باشد. با آنكه در گذشته به موارد بهداشتى و مسائل ایمنی کمتر توجه می شد. بيمارى هاى مزمن و خطرناک كه امروزه به وفور در شهر و روستا شايع و رایج شده است (به جز مرگ و مير بصورت بیماری های واگير دار)متداول نبوده است. منظور ، بيماريهاى سكته قلبى و مغزى امراض كليه و امثالهم مى باشد. علت اين امرمهم و بخصوص عمر تقریبا طولانی قديمى ها،چند عامل است كه به بعضی از آن ها اشاره می شود:

1- نداشتن اغتشاشات فكرى

2- خوردن غذاهاى مقوى و به دوراز مواد شیمیایی

 3- عدم صرف غذاهاى متنوع در يك وعده

 4- فعاليت جسمى زياد و کار و تلاش فراوان

 5- تنفس در هواى سالم و به دور از آلاینده ها

* سنت غذا خوردن در گذشته به اين صورت بوده كه برنج را در يك سينى بزرگ بنام مجمع مي ريختند و اعضاء خانواده دور آن حلقه مى زدند هر كسى از پيش خود غذا بر مى داشت و مى خورد.

* زنهاى روستايى هر شب خمير درست مى كردند و صبح يك تنور نان مى پختند تا زندگى به روال عادى به گردش درآيد . نانهاى متداول نان جو ، نان برنج و به مقدار كم نان گندم و كماج بود. كلوا نون و ماست سر كلوا ، نانهايى بودند كه دامداران محلى بيشتر به پخت آن مبادرت مى ورزيدند.

برنج هاى متداول در روستا بجز ايامى كه مراسمى داشتند كته بوده است و اگر مهمانى داشتند كه قصد پذيرايى بهتر داشتند برنج را با روغن حيوانى داغ شده مخلوط مى كردند.

خوراكى و غذا های  قديمى :
دشو : از شيره ميوه درختى به نام خورمندى كه با نان مصرف مى كردند .
ترشى ازگيل : از شيره ميوه درختى جنگلى به نام كندس مى گرفتند و با نان مصرف مى كردند .
پيس كنده حلوا : كه از برنج كوبيده شده و دشو درست مى كردند .

حلوای برنج : از برنج کوبیده شده به همراه شربت خاکه قند و گردوی سابیده تفت داده شده بعد آن را به اشکال هندسی تزیین می کردند.
مميج : كه خشك شده ميوه درخت خرمندى بوده است .
كدو آب پز : معروف به كهى اكشى

 و بعضی از غذا های دیگر مرسوم و رایج در گذشته :

سبزی‌پلا، کیی‌پلا، استامبولی‌پلا، ساک‌خارش، آش ترش، آش گزنه،آش چغندر (چنگل او) ، و کیی خارِش.